أبو علي سينا ( مترجم : ملا فتح الله بن فخر الدين شيرازى )
188
كليات قانون ابن سينا ( فارسى )
و اگر بدن قوى بود آن را رياضت قوى بايد فرمودن فصل سوم در وقت ابتداء رياضت و وقت قطع آن و تقدير رياضت و ترتيب و وقت شروع در رياضت آن بود كه آنكس كه خواهد كه رياضت كند معده و امعا و عروق او از كيموسات خام خالى بود و بدن او از اخلاط غليظ لزج نقى باشد و طعام روز پيشين از بدن گذشته باشد و علامت گذشتن غذا از بدن قوام بول و لون آن بود ميان صفرت اترجى و ديگر آنكه اگر وقت گذشته باشد و حرارت غريزى بتحليل رفته باشد يا اشتداد كرده باشد رياضت منع بود از جهت اشتغال ناريه در بول و از حد صفرت تجاوز كرده باشد از رياضت دور باشند از جهت آنكه قوت را انهاك شود و ازينجهت است كه گفتهاند اگر حال تقاضاى رياضت كند بايد كه معده خالى نبود بلكه در ان غذاى اندكى باشد اما در وقت زمستان بايد كه غذا غليظ بود و اگر در وقت تابستان بود غذا بايد كه لطيف بود باز اگر ممتلى بود رياضت كند بهتر بود كه در وقت خلو معده و اگر رياضت كنند و بدن گرم بود بهتر باشد از آنكه بدن سرد بود و خشك و بهترين اوقات رياضت وقتى باشد كه هوا معتدل بود و بسيار بود كه رياضت كسى را كه مزاج او گرم و خشك بود در امراض اندازد و چون ترك آن رياضت كند از ان مرض خلاص يابد و بايد كه كسى را رياضت بايد كردن اول بدن را از فضله و امعا را از براز و مثانه را از بول پاك كنند بعد از ان مشغول شود برياضت و بتدلك پس بايد كه اول دلك استعداد كند تا آنكه حرارت غريزى انتعاش كند و توسيع مسام شود و بايد كه دلك بدن به چيزى بايد كه خشن باشد بعد از ان تمريخ كند بروغن عذب بتدريج تمريخ كند تا وقتى كه ضغط عضو كند بدلك ضغط در غايت قى شدت وغول و اين دلك بايد كه بدستهاى بسيار بود و بايد كه مختلف الاوضاع بود در مواقع و ملاقات اعضا را تا بجميع اعضا برسد و جميع اعصاب باز ترك دلك كنند و شروع كنند در رياضت اما در زمان ربيع در خانه معتدل و مقدم دارد در تابستان در وقت صباح و اما در زمستان بايد كه تاخير كنند در وقت ظهيره و بعد از رياضت در زمستان خود را بپوشند و مكانى كه در آنجا رياضت مىكنند هم بپوشند تا گرم شود و هواى باعتدال بازآيد و رياضت را در وقتى كه اصواب بود بجا آورد بحسب آنچه ذكر شد از شرائط از انهضام غذا و نفض فضول و اما مقدار رياضت و در ان سه چيز معتبر باشد يكى از آنها لون بشره بود كه لون بحمرت گرايد و افروخته شود به همان وقت رياضت باقى بود دوم حركات بود ما دامى كه حركات خفيف بود وقت باشد سوم حال اعضا در انتفاخ پس ما دامى كه انتفاخ در تزايد بود وقت رياضت باقى باشد و چون اين حالت شروع كند در نقصان و عرق بخارى مترشح گردد و سيال شود وقت واجب بود كه قطع كنند و چون قطع رياضت كردند اقبال كنند بروغنى كه بدن را در ان غرق كنند خاصة وقتى كه نفس را در سينه خود گرفته دارند و آن را حصر نفس گويند و چون روز اول رياضت بود و بجدى غذا او قرار دهند كه او را گوارنده بود بايد كه ديگر روزها به همان طريق بىكموزياده بايد دادن در ان تغير نبايد كردن بلكه مقدار رياضت و غذا و سائر تدابير او را بر خداى روز اول دهند مگر آنكه تغير در حال پديد آيد - فصل چهارم در دلك بدانكه دلك را اقسام بود بعضى از ان دلك صلب بود و بدان دلك بدن صلب گردد و سخت شود و بعضى دلك مر لين بود و بدان دلك بدن مسترخى شود و بعضى از ان دلك كثير بود و آن موجب هزال بدن گردد و بعضى از ان معتدل بود و آن موجب خصب بدن بود و چون تركيب كنند از ان نه قسم حاصل شود به تركيب سائى مثل صلب كثير صلب قليل صلب معتدل لين قليل لين كثير لين معتدل صلب شديد صلب ضعيف صلب معتدل و بعضى اقسام دلك خشن بود يعنى بخرقه خشنه يا بدستهاء خشن پس بدين دلك لون بدن سرخ شود و خون بتحت جلد درآيد و به ظاهر بدن ميل كند به زودى و بعضى از ان ملس بود يعنى به كف دستى كه در ان نرمى بود و اين موجب آن بود كه خون در عضو محتبس شود و نرم و رقيق گردد و غرض كلى از امر دلك در تدبير رياضت دلك تكثيف ابدان متخلخل بود و تصلب اعضاى لين و خلخله كثيف و تلئين صلب دلك استعداد بدانكه پيش از رياضت دلكى قرار دادهاند آن را دلك استعداد گويند از جهت آنكه بدن را مستعد رياضت مىسازد و آن دلكى باشد كه ابتداء آن به نرمى و رقيق بود و مرتبهمرتبه بصلابت و قوت رود چنان كه چون خواهند كه بنياد رياضت كنند ابتداء آن بصلابت دلك كنند ديگر و صلب سازند بعد